با سلام خدمت همه دوستان
در پی مطالبی که قبل از این در جهت صهیونیست می نوشتم چند وقتی هست که یک دوست خیلی خوب پیدا کردم که مقاله های بسیار خوبی رابرایم ارسال میکنه که با خواندن آنها تصمیم گرفتم که شما رااز این واقعیات آگاه کنم و این یکی از این مقاله ها است
سوگند به آسمان که دارنده برجهاست و سوگند به روز موعود و سوگند به گواهیدهنده و آنچه به آن گواهی دهند، که «اصحاب اخدود» به هلاکت رسیدند، آنان که (آتشی از هیزمها افروخته و در حالی که بر کناره آتش نشسته بودند) بر آنچه بر سر مؤمنان میآوردند نظاره میکردند. «اصحاب اخدود» تنها به این علت از مؤمنان انتقام گرفتند که آنان به خدای عزیز و حمید ایمان آورده بودند ... «اخدود» به معنی شکاف زمین و گودال است و ...
واقعهای را که سوره مبارکه بروج بر آن اشاره میکند در روایت مفسران اشاره به واقعه هولناکی است که در فاصله زمانی بعد از ظهور حضرت مسیح - علیه السلام - و قبل از بعثت پیامبر اسلام - صلی الله علیه و آله و سلم - در یمن اتفاق افتاده است.
اولین گودالهای آدمسوزی که یهودیان در دوران پادشاه یهودی یمن بنام «ذونواس» اسرا و مؤمنان مسیحی را در آنها سوزاندند.
خاخامهای یهودی در کنار «ذونواس» پادشاه یهودی یمن به احترام ایستادهاند و درست در مقابل جایگاه مخصوص پادشاه، گودالهای بزرگ و عمیق در زمین حفر شده که آتش سوزان و پرحجمی داخل آنها را پر کرده است.
گرما و شعلههای سرکش آن تا مترها بالاتر از گودال را میپیماید و به آسمان میرسد. در آن سوی میدان جمع انبوهی از مردان و زنان و کودکان اسیر مسیحی در حالی که در غل و زنجیر پیچیده شدهاند در محاصره سربازان و صاحب منصبان مسلح سپاه ذونواس، به زانو نشستهاند. شیون جانسوز زنان و ناله سوزناک کودکان و اشکهای پنهان مردان فضای میدان را غمبار و دردناک ساخته است.
خاخام بزرگ یهود با اشاره «ذونواس» فرمان او را برای آخرین بار و با صدای بلند به اسرا که به زانو نشستهاند ابلاغ میکند ... زمان واقعه قبل از ظهور اسلام است، مردم یمن آن روزگار از سالها قبل به دین مسیح گرویدهاند و اکنون «ذونواس» پادشاه یمن که چندی است به آیین یهود گرویده، فرمان هولناک خود را از زبان خاخام برزگ درباره خویش اعلام میکند ...، اسرا تنها دو راه پیش روی دارند یا از مسیحیت اعلام انزجار کرده و به دین یهود درآیند و یا در آتش سوزان و پرلهیب بسوزند.
اسرا که از پیراوان پاکباخته مسیح - علیه السلام - هستند، دست از ایمان خویش برنمیدارند و بعد ... به فرمان پادشاه، یهودیان، تمامی آنان را، زنده زنده به درون آتش انداخته و میسوزانند ... کودکان، به جرم آنکه پدران و مادران آنها مسیحی مؤمن و خداپرست هستند نیز زنده نمیمانند و وحشتزده و گریان، با چهرههایی رنگ پریده و لرزان به داخل آتش انداخته میشوند ...
این واقعه هولناک و جنایت شرمآور یهودیان سنگدل در سوره مبارکه بروج در آخرین کتاب آسمانی خداوند یعنی قرآن کریم به تفصیل بیان شده و اولین سند مکتوب از زندهسوزی دستهجمعی انسانهاست که در صفحات سیاه تاریخ بهدست یهودیان ثبت شده است.
و امروزه صهیونیسم، این ذونواس مدرن و بختالنصر حاضر قدم را فراتر نهاده و امنیت جهان بشریت را تهدید میکند، و کار را به جایی رسانده که حتی افسانهها و اسطورهسازیهای خود مینی بر برتریت قومی خود را با اسیاب و ابزارهای مختلف از مظلومنمایی و زور گرفته تا تصرف صندوقهای مختلف اقتصادی جهان، گودالهای آدمسوزی تفکر خود را بر اذهان و اعمال دولتها و ملتها حفر میکند.
از جمله سناریوهایی که امروزه بیشترین و بهترین ثمربخشی را به لابی صهیونیستی بخشیده و در قوام بخشیدن پایههای رژیم صهیونیستی نقش بهسزایی داشته است، ماجرای هولوکاست میباشد که تشکیک درباره این موضوع و حتی تحقیق در چیستی و حقیقت آن با مجازاتهای سنگینی مواجه است. آنچه از این قضایا در اذهان و افکار انسانهای آزاده ایجاد سؤال میکند این است که غرب با همه ادعاهای تمدنی سردادن و آزادی، دموکراسی و حقوق بشر، حاضر نیست که نظر انسانها و نسلهایی که امروزه بر اثر بیداری و حق آزادی طرح سؤال میکنند را مورد احترام قرار داده و اسرار شگفتانگیز گوی سحرآمیز «هولوکاست» را افشا کنند.
لابی صهیونیستی با ایجاد رنسانس فکری فرامدرن در غرب و خدعه مظلومنمایی بار دیگر درصدد آن است تا اذهان صد ساله مردم اروپا و آمریکا را نسبت به کلمه معروف «یهودی فاسد» که سالها بر اثر خباثت و فساد و رباخواری چون لکه سیاهی بر پیکر جهان چسبیده بود را پاک کند و هر منتقد و حقیقتجویی را با حربه سامیستیزی یا آنتیسامیتیزم مجبور به سکوت کند.
اما آنچه که امروزه صهیونیستها را بهشدت به چالش گریز از بنبست واداشته است، عدم کنترل عقاید و نظرات مورخین و دانشمندان تجدیدنظرطلب در خصوص ماجرای هولوکاست میباشد، که این خود بزرگترین دلیل حق تشکیک در مورد اسطورهسازیهای صهیونیستها میباشد.
تنها هدفی که از این پازلهای چیده شده توسط صهیونیستها خوانده میشود ما را بهسوی این حقیقت راهنمایی میکند که دلیل ممنوعیت تحقیق و بازخوانی تاریخی واقعه هولوکاست به خاطر این است که تردید در این ماجرا، در واقع، تشکیک در ماهیت دولت اسرائیل و هویت انسجام یافته یهود تلقی میشود و کوتاه آمدن در مقابل این چالش یعنی انهدام تفکر صهیونیسم، وبنابه گفته «هانری راک» مورخ تجدیدنظرطلب فرانسوی «با تأکید بر دروغین بودن هولوکاست، لابی صهیونیسم در اروپا و آمریکا خلع سلاح خواهد شد».
دکتر «پریمولوی» دکتر شیمیدان و از یهودیان ایتالیا بود که چون خود در اردوگاههای نازی جزو اسرا بود، پس از شنیدن ماجرای هولوکاست، اذعان به دروغی بودن این ماجراکرد. وی در سال 1982 در اثر مرگ مشکوکی که بعدها توسط صهیونیستها به خودکشیکردن دکتر لوی، تعبیر شد، کشته شد و بار دیگر واقعیت این اردوگاهها سر به مهر باقی ماند و گفته شد «چون ایشان یک روز آفتابی در حومه شهر تورین ایتالیا با دیدن دودکش مرکز زبالهسوزی، تحت تأثیر و تداعی خاطرات کورههای آدمسوزی واقع شده بود بعد از برگشتن به خانه، خود را از طبقه هشتم ساختمانش به پایین انداخته و خودکشی کرده است».
چندین مورد دیگر از این مرگهای مشکوک که در تاریخ روایت شده است، حکایت از محافظت شدید از برملا نشدن حقیقت اتفاقی بهنام هولوکاست است که ما در این مختصر، نظریات مورخین بزرگ جهان در این خصوص را با آوردن اسناد و شواهد مورد بررسی قرار دادهایم که امید است این نوشته کوتاه و مختصر، عمیق و تأثیرگذار باشد.
نوشته شده توسط محمد شولایی در پنج شنبه 87/2/5 و ساعت 11:30 عصر |
نظرات دیگران(بدون)