تو کشیدهای به آتش، دل عاشقان نه قرآن
ز چنین سیاهکاری، شده رو سفید شیطان
بخدا مسیحیان هم ز چنین جفا ملولند
ز چنین جفا که کردی، توی بیحیا به فرقان
چه غم اینکه آتش تو، بکشد به مصحف حق
به خدا به حق قرآن، که شده است عصر ایمان
تو چه میکشی به آتش، کلمات دین و دل را؟
که خداست صاحب آن و خودش بر آن نگهبان
نه به کاغذ و نه دفتر که کتاب آسمانی
شده حک به جان عاشق، شده حک به قلب انسان
تو پلید و رو سیاهی، که کنی چنین گناهی
که چنان تو گاهگاهی، بکنندمان پریشان
ز چنین سیاه کاری، تو جهان به خشم آری
همهی جهان بماند، چه کنی به خشم ایران؟
برو ای حرامزاده، ز کف آبرو نهاده
همه تف کنند بر تو، ز مسیحی و مسلمان
شعر امیر عاملی

نوشته شده توسط محمد شولایی در شنبه 89/6/27 و ساعت 2:12 عصر |
نظرات دیگران(10)